به روز ترین مرجع فایل های فروشگاهی

امروز چهارشنبه 05 آذر 1399
2 نفر آنلاين
تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
جستجو
موضوعات
    علوم انسانی
    فنی و مهندسی
    نمونه سوالات
    پزشکی
    کسب و کار
    فیزیک
    سرگرمی
    آشپزی
    غیره
    تاریخ و باستان شناسی
عضویت / ورود

    عضو شويد

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    فراموشی رمز عبور؟

    عضویت سریع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو
آمار و اطلاعات
    بازديد امروز : 107
    ورودي امروز گوگل : 0
    افراد آنلاین : 2
    تعداد اعضا : 2
    اي پي : 3.238.190.82
    مرورگر :
    سيستم عامل :
    امروز : چهارشنبه 05 آذر 1399
کدهای اختصاصی

تبلیغات

بزهکاری اطفال

بزهکاری اطفال
مقاله 100- بزهکاری اطفال 450 ص

مقاله 100- بزهکاری اطفال 450 ص

 

بخش اول

علل فردی بزهکاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول : عوامل جسمی و ذاتی

مبحث اول : ارث و بزهکاری

امروزه مسأله بزهکاری اطفال و نوجوانان، از جمله مسائل بغرنج اجتماعی است که فکر اکثر دانشمندان را به خود مشغول داشته است. درباره علل افزایش بزهکاری در روزگار کنونی؛ عقاید مختلفی ابراز شده است. پاره ای از محققین ازدیاد جرم و جنایت را در جهان امروز از خصوصیات کنونی جوامع متمدن دانسته و معتقدند که به همان نسبت که بشر به سوی ترقی و تکامل صنعتی و مادی پیش می رود و از معنویت دور می شود، به همان نسبت نیز تبهکاری، قانون شکنی، بزهکاری و ارتکاب اعمال ضد اجتماعی توسعه و گسترش یافته و از سکون و آرامس معنوی در اینگونه اجتماعات کاسته می شود.

بعضی از صاحب نظران نیز افزایش تبهکاری در جوامع کنونی را ناشی از «سستی اعتقادات مذهبی و فتور ایمانی به مبدأ» دانسته چنین استدلال می کنند که بر اثر فروریختن اعتقادات و ضعف اخلاقی در جوامع شهرنشین «وجدان» که پلیس باطنی هر یک از افراد بشری است در اینگونه افراد دچار ضعف گشته و نمی تواند وظیفه اساسی خود را که پایداری از نیکی ها و پیش گیری از بدی هاست، به نحو کامل و شایسته ای به انجام رساند.

بالاخره جمعی دیگر از اندیشمندان به این نتیجه رسیده اند که آنچه طفل بزهکار را به سوی بزهکاری سوق می دهد معلول دو دسته از عوامل جرم زاست : عوامل بزه ای داخلی و عوامل بزه ای خارجی.

عوامل بزه ای داخلی ناشی از ساختمان جسمی و روانی اطفال می باشد از قبیل : عوامل مادرزادی، عوامل ناشی از وراثت، عوامل ناشی از زایمان، ضربه های مغزی، طرز کار ترشحات غدد داخلی، عوامل متعدد روانی از قبیل نوروز، پیسکوز، پریشان روانی و امثال آنها که در پیدایش بزهکاری اطفال و انحرافات آنان مؤثرند.

عوامل بزه ای خارجی که ناشی از عوامل خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی است.(1)

گفتار اول

شکل گیری شخصیت بزهکار

شخصیت یک فرد یک «ساختار ایستایی»داده شده در آن لحظه است که شخص مورد آزمون، مرتکب جرم شده است، به عکس «ساختار پویا» است که تدریجاً در طی دوران شکل گیری شخصیت بوجود آمده و تا حدود 25 سالگی، و از آن پس تحت نفوذ عوامل گوناگون تحول آن تداوم می یابد.

*دکترین فلسفی مادرزادی بودن یا ناپایداری زمینه اگرچه این نکته حقیقت دارد که امروزه دیگر جرم شناسان پدیده مادرزادی بودن بزهکاری باور ندارند، مع ذلک بعضی چنین اندیشیده اند که بر اثر عوامل گوناگون، زمینه خیلی سست تر و ناپایدار می شود و بدین سان آستانه بزهکاری را به نحوی مستقیم پاین می آورند و شخص را در برابر تأثیرات جرم زای محیط در شکل گیری و تحول شخصیت او حساس تر می سازند و از آنجا اهمیت مفهوم «زمینه» در جرم شناسی آشکار می شود.

مفهوم زمینه در شرایط زیست – روانی برای فعالیت بزهکار خلاصه می شود.

این مفهوم مخصوصا متضمن خصائص ارثی و مادرزادی فرد است، هم چنین تغییراتی را در بر می گیرد که در طول زندگی به وسیله ارگانیسم تحت تأثیرات بدنی یا روانی متحمل می شود.

در حوزه زیست شناسی ادعا می شود اولا میان وراثت کروموزومی، نژاد، شرایط بهداشتی قبل و بعد از تولد، جنس، سن و ارتکاب جرم رابطه وجود دارد و مجرم از نظر جسمانی از فرد طبیعی عقب افتاده تر است و ثانیا تمایل به ارتکاب جرم و قانون شکنی به ان قسمت مغز مربوط است که نیازهای عاطفی، برنامه ریزی، تصمیم گیری، توجیه و تعدیل ها و نیروی انگیزه را کنترل می کند. اضافه بر این در مغز افراد متمایل به جرم در قسمت زیست خشونت نوعی ماده شیمیایی محرک به شکل فعال تر ملاحظه می شود و به علاوه تفاوت هایی نیز در قسمت فوق چشمی مغز انان مشهود است که در قسمت تنظیم رفتار مؤثر می افتد.(2)

هر فرد دارای خصوصیات بیولوژیکی ویژه ای است. بعضی از این خصوصیات با افراد دیگر همنوع فرد مشترک هستند که شاید بتوان تکامل و بقای آنها را به عنوان جزئی از گنجینه رفتاری انسان ها از ارزش انها در حفظ و بقای آنها را به عنوان جزئی از گنیجینه رفتاری انسان ها از ارزش آنها در حفظ و بقای آنها را به عنوان جزئی از گنجینه رفتاری انسان ها از ارزش آنها در حفظ و بقای نوع ناشی دانست.

بازتاب های ساده، پرهیز از محرک های دردناک و گریز از خظر نمونه هایی از این رفتارهای ژنوتیپی هستند که عمدتا از موهبت ذاتی و ارثی سرچشمه می گیرند. خصوصیات دیگری از قبیل آستانه تحمل درد، حساسیت اتونومیک، شیوه رفتار به نظر می رسد بیشتر جنبه هایی از فردیت فنوتیپی شخص هستند. بسیاری از خصویات فرد احتمالا از هنگام تولد با او هستند و می توان آنها را به عنوان نتیجه ترکیب ژن های رسیده از پدر و مادر و ارثی دانست. جز در مورد همشکلان یکسان، هر فرد از لحاظ ترکیب دقیق خصوصیات ارثی با افراد دیگر فرق دارد و محققان رفتار باید این تفاوت های فردی را در نظر داشته باشند. اگرچه علم توارث در سال های اخیز پیشرفت زیادی کرده است، ما هنوز به اندازه کافی در این زمینه اطلاعات نداریم تا بتوانیم بین عوامل ژنوتیپی (ناشی از وراثت) و فنوتیپی (ناشی از محیط) کاملا فرق بگذاریم.

به علت این نقص معلومات، تمام جنبه های رفتاری که ظاهراً از بدو تولد با فرد هستند به عنوان عوامل سرشتی نام برده می شوند. در این مرحله از تاریخ ما قدرت آن را نداریم که عوامل سرشتی را قبل از بروز آنها تحت نفوذ درآوریم. اگرچه تا حدودی می توانیم بعدا بعضی از آنها را تغییر داده و تحت کنترل ارادی خود درآموریم. به این ترتیب، یک فرد می تواند یاد بگیرد که بر خلاف تمایلات سرشتی خود در مقابل محرک های دردناک یا حاکی از خطر عکس العمل مثبت نشان دهد، میزان تحمل خود را در برابر درد افزایش دهد، یا پاسخ های خودکاری از قبیل ضربان قلب و فشار خون خود را تغییر دهد.(3)

به بیان دیگر که با زبان ژنتیک گفتگو می شود و به ژن غالب و بارز از یک سو و ژن مغلوب و نهفته از دیگر سو توجه می شود، بزهکاری اکتسابی و ثمره فاسد جامعه و معاشرت با اشخاص ناباب و بدان جلوه گر شده است. آنچه استنباط می شود که اگر بشر به حال خود رها می شد احتمالا در جبر بیولوژیکی و روانی با خسران کاری خود به پرتگاه سقوط و انحطاط و زوال می افتاد. فلسفه تشریع برای رهایی انسان از جبر جنائی و اعتلای به مقام حریت و انسانیت است.

چزار لمبروز در سال 1876 در کتاب معروف خود «مرد جنایتکار» وجود «جانیان مادرزادی» را پذیرفته است که حیات این گروه از تبهکاران از راه وراثت وقف بر جنایت است. این دسته از جنایتکاران در مسیر «تکامل انواع» متوقف مانده اند و همانگونه که چارلز داروین بیان داشته : جنایتکاران مادزادی نمایشگر قدیمی ترین انواعی هستند که در مسیر تکامل آنان انسان های به هنجار پدید آمده اند. لومبروزو، از دیگر سو خصوصیات مربوط به سیماشناسی و روانی جنایتکاران را با افراد وحشی که در مقایسه با انسان های متمدن از مسیر تکامل بر کنار مانده اند مقایسه می کرد و اوصاف مشترک آنان : حرکات غیرعادی و ناگهانی، خشونت و سفاکی، فقدان عواطف لطیف را برمی شمرد و معتقد بود که وراثت در تبهکاری سهمی قاطع دارد و بر اساس پندار او، نه فقط سرنوشت بعضی از آدمیان، بلکه این سرنوشت نامیمون یک میراث تحمیلی و انتقال خصائصی است که به هنگام ولادت از والدین خود به همراه آورده اند و آنان را به کیفر قراردادی متعاقب ساخته است.

پس از نظریه لومبروزو علم نوین ژنتیک موضوع را مجددا بررسی نمود و به مسئله نقش استعدادهای مادرزادی در جرم شناسی پرداخت، بی اعتباری و بطلان نظریه وی را اعلام داشت و امروزه می دانیم که نظریه لومبروزو صحیح نیست و تیپ جانی مادرزادی وجود ندارد. طرفداران نظریه ارثی بودن تمایلات جنائی چنین دفاع می کنند که :

زن و شوهری که هر دو دارای چشمان آبی هستند لزومی ندارد که چشمان تمام فرزندان آنها آبی باشد زیرا وجوه امکان ترکیب کروموزومهای (20) آن دو متعدد است. به ارقام نجومی بیشتر شباهت دارد. یعنی از یک پدر و مادر اگر امکان تولید مثل نامحدود به فرض وجود داشته باشد تعداد :

فرزند اگر بوجود آیند هیچ یک با یکدیگر شباهت تام و کامل ندارند. به همین مناسبت منش های انسانی از یکدیگر متمایزند و هیچ دو انسانی نیست که دارای یک منش باشند.

بعضی از تمایلات و خصائص والدین در بعضی از اطفال آنها ظهور می کند و در بعضی دیگر انتقال نمی یابد.

طرفداران وراثت جنائی می گویند به همین مناسبت و برای حفظ جامعه از دستبرد جنایتکاران مسائل دقیق و ظریف «بهسازی نسل» یا اوژنیسم پدید آمده است. تا از انتقال ژن های شوم که ناقل خصائص زشت و بدفرجام است جلوگیری شود.

الف روش های بررسی شده در تأثیر استعدادهای ارثی:

آیا در شکل گیری شخصیت بزهکار استعدادهای ارثی تأثیر دارند یا نه؟ با روش های گوناگون بررسی شده است :

- لومبوروزو و پیروانش روش مقایسه تبهکار با انسان «وحشی» را پذیرفتند طبق نظر آنها، جنایتکار ضعیفی، جانی مادرزادی است و تبهکاری را به آناویسم (نیاگرائی) یا سیر قهقرائی به سوی بهیمیت و زندگی انسان های اولیه وحشی نسبت داده اند و استدلال اساسی آنها مبتنی بر شباهت موجود بین تبهکار و انسان وحشی بوده است. پایه این استدلال اصولا سست و نادرست بوده است زیرا ویژگی ها و صفات مشخصه انسان وحشی صرفا فرضی بوده و با روش علمی ثابت نشده است.(4)

- کهن ترین روش ها «روش شجره نامه ای» بوده که عبارت است از تشکیل مجدد شجره نامه یک خانواده و محاسبه تعداد موارد بزهکاری و انواع جرائمی که از نسلی به نسل دیگر بوجود آمده می باشد. این روش از سال 1875 در ایالات متحده آمریکا به کار رفته است.

بررسی این روش برای حصول بر جبر بیولوژیک بسیار وسوسه انگیز است اما «اینگونه نتیجه گیری» بنابر بر آنچه پرفسور لئوته می نویسد «امروزه دیگر مجاز نیست» و این قبیل کارها فقط از نظر تاریخی قابل توجه است و سستی آن مسلم است چون نیروی اراده یک شخصیت ممتاز می تواند آثار کثیف اسلاف و پیشینیان خود را متوقف سازد.

-«روش آماری» که مبتنی بر مشاهده یک گروه جنایتکار با پژوهش درباره ی هر یک از آنهاست که اجدادشان چند بار مرتکب جنایت شده اند.

در فرانسه هرچند نتایج مختلف از تحقیقات گوناگون بدست آمده اما وجود نسبت مهم بین سوابق ارثی و ارتکاب جنایت را ثابت کرده است.

در این روش فقط به اندازه گیری سوابق بیماری یا بزهکاری اسلاف بزهکاران مورد آزمون پرداخته شد تا مگر شدت همبستگی تأثیر بیماری یا بزهکاری والدین در تبهکاری فرزندان آنان ارزیابی شود.

درک وراثت مستلزم معرفت به اسلوب های گوناگون تولید نوع می باشد. مسأله بررسی سلول ها واجد اهمیت گردید، دامنه انعکاس آن مسأله اسرارآمیز وراثت جنائی را بی نصیب نگذاشت هر ارگانیسم باید نه فقط دارای وسایل صیانت ذات خود باشد بلکه باید برای تولید سیستم های مشابه با خودش نیز اطلاعات ضروری داشته باشد. این اطلاعات در یک گروهی از مواد قرار دارد که از نسلی یه نسلی دیگر منتقل می شود و تا حد وسیع طبع نسل بعدی را مقرر می دارد. این موارد را «پایه مادی» وراثت می نامند.

- الکترو انسفالوگرافی به نوبه خود و دست کم به طور غیرمستقیم برای روشن کردن نقش وراثت در علت شناسی جنائی به کار رفته است آماری که از سال 1953 منتشر شده اهمیت عوامل ژنتیک را در «پسیکلوپاتی» در رابطه با تأثیر روان شناختی خانواده ثابت کرده است. خلاصه، هنگامی که بتوان نقش بعضی از عدم اختلال های منشی را در فعلیت یافتن اعمال مجرمانه شناخت می تواند تصور کرد که وراثت نقشی در علت شناسی بزهکاری از بعضی از اشخاص دارد. در این صورت هم باز باید بدانیم چه چیزی ممکن است انتقال یابد.

-«روش دوقلوها»که عبارت از مقایسه رفتارهای متقابل دوقلولهای یک تخمی یا «دوقلولهای حقیقی» و دو تخمی های یا «دوقلوهای کاذب» است. این روش مبتنی بر این است که یک تخمی ها دقیقا دارای یک میراث ژنتیک هستند. اگر یکی از آن دو را مستعد جرم می کند همان ارث است و دیگری را نیز باید به جرم برانگیزد. مقایسه هایی که انجام گرفته ثابت کرده است که تطابق رفتارها در میان یک تخمی ها در حدود دو سوم موارد بوده در حالی که در این توافق در میان دوتخمی ها یک سوم موارد بوده است.

این روش به وسیله دانشمند آلمانی به نام لانگ در سال 1929 تنظیم شده است ولی مشکلات تفسیر نتایج آن هنوز به قوت خود باقی است. او باور کرده است که بزهکاری یک پدیده مقدر است و کتابش نیز موید این نکته است که عوامل محیطی در ارتکاب جرم تأثیر مهمی ندارد. ایرادی که به این روش وارد است این است که اغلب برادران دوقلو در کودکی با هم زندگی کرده اند و آن را به یک نوع گذرانده اند و یک نوع تربیت دیده اند و زندگی خود را در نوجاونی و حتی قسمتی از شباب نیز به یک نحو گذرانده اند بنابراین آنچه را به عوامل ارثی یا مادرزادی نسبت می دهند احیانا می توان به عوامل محیطی نسبت داد و جرم را پدیده اکتسابی دانست نه ذاتی.(5)

 

ب طبیعت انتقال ارثی

ناپایداری زمینه : لومبروزو و پیروانش وجود استعداد ارثی را در تبهکاری تایید کرده اند که عبارت است از «چیزی مخصوص» که هنوز معین نشده است، و گاروفالو تصور کرده بود که این استعداد در فقدان یا ضعف حس اخلاقی وجود دارد.

مکتب زیست شناختی گراتز بعدا تجزیه و تحلیل ارائه داده که چندان ساده نیست، در نظر این مکتب این اعمال جنایی اجداد نیست که بر اثر وراثت انتقال می یاد، بلکه فقط «گرایش هایی» است که در پایه آنها یافت می شود و ممکن است مانند عوامل جرم زا باشند : تحریک پذیری، پرخاشجویی و غیره. امروزه با زهم بنحوی مهم تر از «ناپایداری» یا «شکنندگی زمینه» سخن در میان است تا نشان دهند که فقط افتران ناگوار عناصر ارثی است که مربوط به کروموزوم واحدی نیست بلکه ریشه آنها به گونه ای ارثی مشخص است. به عبارت دیگر «کروموزم جنایت» وجود ندارد.

برخی از متخصصین نقش عامل ارثی ا با بررسی شجره نامه ها و آمار گیری و ازمایشات زیستی مخصوصاً انتقال بیماری های جسمی، روانی و خصوصیات جسمی مورد تحقیق قرار داده اند که قدیم ترین آنها تحقیقات دوکدال و گودار متخصصین امریکایی است.

پیناتل جرم شناس فرانسوی پرونده 100 نفر مجرم را از لحاظ تأثیر اثر الکل و بیماری های عفونی را مورد بررسی قرار داد که نتایج زیر حاصل شد:

-اثر الکل 2% ، – اختلال منش 15% ، - بیماری سل 14% ، - اختلال روانی 13% ، - صرع 4%، - عقب مانده ذهنی 3 % با توجه به مطالعات مذکور اینک اثر اخلاقی ارث، نقش ارث در انتقال بیماری های جسمی و روانی و اکثر کروموزوم های مورد بحث قرار می گیرد.

مورگان تحقیقاتی بر روی مگس سرکه، تئوری کروموزومی وراثت را عرضه داشت و رابطه بین قوانین مندل و اعمال اساسی یافته را مشخص کرد. مورگان و همکارانش پس از انجام آزمایشات متعدد به این نتیجه رسیده اند که از طرفی کروموزوم ها محل انتقال خصوصیات وراثتی بوده و از طرف دیگر بین غیرطبیعی بودن بعضی از مگس های سرکه و ساختمان غیرطبیعی کروموزم ها رابطه ای وجود دارد که در مورد ساختمان بدن انسان نیز صدق می کند.(6)

ج- اثرات ارث

1- اثر اخلاقی ارث : انتقال ارثی خصائل، رفتار و کردار در افراد بسیار متفاوت است. بطور مثال فردی که در سال 1920متولد شده است تعداد اجداد و با 120 ازدواج در 8 قرن گذشته 256 میلیون نفر خواهد بود. هرگاه فردی فقط بدی های اجداد خود را به ارث ببرد و خصلت های نیک و انسانی به او منتقل نگردد طولی نمی کشد که تمام افراد جامعه جانی، مجرم و فاسد الاخلاق می گدند در حالی که پیشرفت علوم و اختراعات بشر عکس این موضوع را نشان می دهد. در اجتماع کنونی اشخاص بصیر، خیر و باایمان با اوصاف و سجایای نیک و پسنیدده بسیار وجود دارند.

بزهکاری در ذات هر فرد نیست که وسیله ارث از والدین و اجداد به او انتقال یافته باشد بلکه رفتار و کردار هر فرد تحت تأثیر محیط اکتسابی نیز هست. وضع محیطی که طفل در ان رشد و زندگی می کند در تعیین سرنوشت او موثر است. هرگاه فردی در محیط مناسب و موافق با ذوق و استعداد و وضع جسمی و روانی خود، با یک روش تربیتی صحیح پرورش یابد از بروز اثرات ارث می توان پیش گیری نمود.

2- اثر ارثی بیماری های مزمن والدین : با اینکه نقش دقیق ارث در توسعه بیماری های جسمی و روانی هنوز به ثبوت نرسیده ولی گاهی دیده شده است که یک نوع بیماری خاص در افراد یک خانواده بروز می کند. نوع و طرز پیشرفت بیماری ها همیشه یکسان و با عوامل خارجی بستگی نداشته درونی است.

ابتلا پدر و یا مادر به بیماری های مختلف مخصوصا سل و بیماری های مقاربتی (سفلیس و غیره) به اولاد منتقل می گردد. انتقال مذکور یا ناشی از ضعف جسمانی والدین وبیا اثر انتقال خود میکروب مولد بیماری (سل – سفلیس) و یا میکروب ها به وسیله جریان خون به جنین سرایت می کند بیماری های مذکور اثراتی از قبیل تغییر شکل اعضاء و یا اختلال نمو انان و یا انواع مختلف نقیصه های ارثی را بوجود می آورد. لازم به یادآوری است که هرگاه شرایط نمو جنین مساعد نباشد سلول های مولد اعضا رشد و نمو کامل نداشته و بیماری های مختلف در اطفال بروز می کند.

عدم تعادل در رشد طبیعی جسمی و روانی یکی از علل بروز جرائم است.

در مرکز ابسرواسیون قرن (پاریس) پرونده شناسایی شخصیت (ابسرواسیون) 1296 نفر محکوم مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته در 50 درصد آنان بیماری های مختلفی که والدین و یا اجدادشان مبتلا بوده اند مشاهده شده و جرائم ارتکابی آنان به شرح زیر بوده است :

- جرائم علیه اموال 3/48 %

- جرائم علیه اشخاص 9/51 %

- جرائم جنسی 4/56 %

طبق تحقیقاتی که دکتر مویر در سال 1942 انجام داده 80 درصد و طبق پژوهش های پیناتل 75 درصد والدین و اجداد بزهکاران که مورد مطالعه قرار گرفته اند مبتلا به بیماری های مختلف و یا اختلالات روانی بوده اند. باید توجه داشت که اثر ارثی بیماری های روانی و اختلالات منش مورد اتخلاف نظر متخصصین است.

3- اثر ارثی الکل و مواد مخدر : اعتیاد والدین و اجداد به الکل و مواد مخدر اثر ارثی مستقیم در فرزندان دارد سمی که درنتیجه مصرف مواد مذکور در بدن پدر و یا خون مادر به وجود می آید به وسیله کروموزوم ها به جنین منتقل و سبب ضعف قوای جنسی و یا روانی وی می گردد.

طبق بررسی های دکتر مویر در فرانسه اجداد 83 درصد بزهکاران که تحت ابسرواسیون (شناسایی شخصیت) قرار گرفته اند معتاد به الکل بوده اند.

مستی پدر و یا مادر در حین انعقاد نطفه عواققب وخیم و اثرات شوم اعتیاد به الکل را دارد. کودکان مادران معتاد به مواد مخدر قبل از تولد معتاد به همان ماده ای هستند که مادر به ان اعتیاد دارد.

4- وراثت و کوموزوم : لقاح عبارت است از کیفیتی است که طی ان اسپرماتوزوئید (نطفه مرد) وارد تخمک زن می شود. هر 28 روز یک بار، یک تخمک در یکی از تخمدان ها می رسد و به داخل لوله فالوپ افتاده و به آهستگی به طرف رحم حرکت می کند در بسیاری از موارد معمولا بین سه تا هفت روز طول می کشد تا خمک به رحم برسد. چنانچه در این مدت عمل لقاح انجام نگیرد تخمک در رحم از ین می رود و چنانچه عمل لقاح انجام گیرد، یکی از میلیون ها اسپرماتوزوئید به طرف لوله تخمدان رفته و احتمالا با تخمک برخورد می کند و در این صورت عمل لقاح انجام گرفته، آغاز حیات یک موجود جدید، مطرح می شود. سرعت حرکت اسپرماتوزوئید حدود 25/1 سانتیمتر در ثانیه بوده و تحرک آن به وسیله زائده دم اسپرماتوزوئید می باشد.

تخمک بزرگ ترین یاخته بدن بوده و هنگام لقاح قطرش حدود 175/1 اینچ است. تخمک لقاح یافته به نام تخم «زیگوت» خوانده می شود و بلافاصله شروع به تقسیم می کند. کروموزوم های جایگاه واحدهای حیاتی می باشند که «ژن» نام دارند و ناقل صفات ارثی هستند.

هر دسته از سلول های مرد و زن دارای 46 عدد کروموزم می باشد که 23 جفت را تشکیل می دهند. آنچه که باعث تشخیص جنسیت نطفه می شود در جفت 23 است. بدینمعنی که پس از تشکیل نطفه، کروموزومی که جانب مادر منتقل می شود همیشه از نوع x است و کروموزم انتقالی از طرف پدر ممکن است x و یا y باشد. اگر کروموزم انتقالی پدر از نوع x باشد و با ترکیب با x مادر فرمول xx بوجود می آورد و نطفه دختر است. و اگر کروموزوم انتقالی از پدر Y باشد ترکیب با x مادر، به صورت فرمول xy درمی اید و نطفه پسر است. بنابراین مادر پیچ نقش در جنسیت کوک ندارد، زیرا جنس طفل بستگی کامل به کروموزومی دارد که از پد منتقل می شود.(7)

بین نابهنجاری کروموزومی و نابهنجاری خصیصه ای همبستگی وجود دارد. ثابت کرده اند که مغز و مرکز اجرا و عوامل وراثت در کروموزوم هاست. و تعداد آنها همیشه زوج بوده و برای یک نوع موجود زنده نیز ثابت است. مقر خصوصیات موروثی اندرون کروموزم هاست. هر کروموزم یک مجموعه ای است مرکب از اجزائی که آنها را ژن می نامند که به گونه گردنبندی از مروارید تجلی می کند. شکل های گوناگون و رنگ های متفاوت ژن را آلل می نامند. تزیین کروموزومی هر شخص کاریوتیپ آن شخص است.

در نیمه دوم قرن 19 مندل Mendel (1884- 1822) روحانی اطریشی تأثیر عوامل ارث در گیاهان و نبانات را مورد بررسی قرار داد و تئوری «از همان پدر همان پسر» را تایید کرد. تحت تاثیر عقاید مندل، عده ای از دانشمندان، نحو : انتقال خصوصیات فردی و نژادی را از پدر و مادر به فرزندان و اعقاب آنها و تاثیر عوامل مختلف محیط، وضع جسمی و روانی نسبت به صفات افراد یک نسل و نسل های بعد از آن را مورد تحقیق قرار داده و علم ژنتیک (وراثت) را پایه گذاری نمودند از جمله : مورگان زیست شناس آمریکایی در پی گیری تحقیقات مندل طرز انتقال خصوصیات جسمی و صفات و سجایا را مطالعه و ثابت کرد که کروموزوم ها ناقل بعضی از منش ها و خصوصیات جسمی بطور ارثی هستند.

ابتدا تعداد کروموزوم ها بطور دقیق نامعلوم بود. در سال 1956، تیجو با همکاری لوان اعلام نمود که در هسته هر سلول بدن انسان 23 جفت (46عدد) کروموزم و هر کروموزوم از اجرائی بیشمار به نام ژن تشکیل شده است. هر سلول هادی یک ژنوم (1+22) از اصل پدری و یک ژنوم (1+22) از اصل مادری دارد. 22 جفت کروموزم دو به دو که از یک نوع می باشد و اتوزم نامیده شده و ناقل کلیه خصوصیات بیوشیمی انسانی (رنگ پوست، چشم، غیره) هستند.

جفت 23 گونوزوم تعیین کننده نوع جنسیت است که در مرد (xy) و در زن (xx) است. کیفیت قرار گرفتن و مخلوط شدن کروموزم های جنسی، نوع جنسیت را تعیین می نماید بدین معنی که اگر x از زن با x از مرد کنار هم قرار گیرد جنین پسر و اگر x از مرد و x از زن قرار گیرد، جنین دختر خواهد بود.

*مقایسه همبستگی ها بین انتقال شباهت های بدنی و بزهکاری از پدر به پسر :

چارلز گورینگ در یکی از کامل ترین تحقیقات جرم شناسی بین سال های 1901 و 1912 د حدود 3000 نفر انگلیسی محکوم به زندان را با عده کثیری از انگلیسی های به هنجار مقایسه کرده است، در ضمن سنجش میل به تبهکاری زندانیان، این محقق ضرایب مطابقت ین انتقال آثار ارثی و شباهت بزهکاری را محاسبه کرده است.

گورینک مدعی است که پدران بعضی از رفتارهای زشت خویش را از پسران مکتوم می دارند اما از ارائه رفتارهای دیگر خود به آنان شرمی ندارند. در زمینه جرائم علیه اموال بین پدران و پسران شباهت بیشتری وجود دارد تا در زمینه جرائم جنسی.

وی معتقد است بزهکاری تابع این عامل اجتماعی (آموزش) نیست. ایرادی که به نظریه گورینگ وارد است این است که اگر استدلال او درست بود، ضرایب مطابقت انتقال جنائی بین پدران و دختران نیز می بایست همپایه ضرایب مطابقت انتقال جنائی بین پدان و پسران باشد یک بررسی تکمیلی نشان داده است که تطابق بین بزهکاری پدر و بزهکاری دختر خیلی ضعیف تر بوده است.(8)

د- اختلاات کروموزومی و اثرات آن

مهمترین انواع اختلالات کروموزمی ار می توان به ترتیب زیر مورد بررسی قرار داد :

- اختلالات شکلی کروموزم ها : هرگاه بازوی یکی از کروموزوم ها تغییر شکل دهد و یا قسمتی از آن کروموزوم به غیر از هم ردیف خود قرار گیرد تعادل بهم خورده و اختلال بوجود می آید. اخیرا علم ژنتیک اعلام نموده اند که امواج تشعشعات رادیو اکتیو سبب اختلالات شکلی کروموزوم ها می شود در سطوح بالای زمین اثرات مذکور بیشتر است.

- اختلالات ردیفی کروموزم ها : مهم ترین اختلال ردیفی کوموزوم ها اختلال در ردیف H اتوزوم است که منگولیسم می نامند که منجر به اختلال جسمی از قبیل کوتاهی قد یا بلندی غیرعادی قد، تغییر شکل صورت و پلک ها و چشم ها و گوش ها شده بینی کوتاه با سوراخ های گشاد و عقب ماندگی روانی و عدم رشد هوشی می گردد. معمولا در اطفال مادرانی که در سنین بیش از 3 سالگی متولد می شوند دیده می شود.

طبق تحقیقاتی که سال ها متخصصین علم ژنتیک آمریکا به عمل آورده اند اختلال در ردیف های 6و13و15 از عوامل موثر در بروز بیماری افسردگی است. اختلال در ژن های ردیف 14 سبب بروز بیماری فراموشی مخصوصاً در پیری می گردد. اختلال در ردیف 18 موجب معلولیت صورت، دست ها، پاها و قفسه سینه و لگن خاصره و اعضاء تناسلی گردد.

- اختلال کروموزوم های جنسی : گاهی ممکن است نطفه از کروموزوم xo تشکیل گردد در این صورت طفل دچار معلولیت جنسی خواهد شد که سندرم قرمز نامیده می شود. فرد به ظاهر مونث لکن دارای قد کوتاه، نقص عضلانی بوده و تخمدانها رشد ننموده و عقیم خواهد بود.

- منگولیسم (mongolism) یا سندرم داون (down’s syndrome)

علت این بیماری تا سال 199 مشخص نبود ولی در این سال لوژن دانشمند و طبیب فرانسوی به وجود یک کوموزوم اضافی در جفت کروموزومی شماره 21 در بیماران مبتلا پی برد. درواقع یاخته های بدن این افراد به جای 46 کروموزوم دارای 47 کروموزوم می باشند.

کروموزوم اضافی در بیست و یکمین جفت، یک نوع حادثه در نطفه گیری است که ممکن است از اسپرماتوزوئید یا از اوول ناشی شود. ولی بررسی های انجام شده نشان می دهد که غالبا این حادثه بوسیله اوول صورت می گیرد و مخصوصاً این اتفاق بیشتر در زنان مسن که حامله می شوند رخ می دهد.

این افراد از نظر ظاهری شبیه مغول ها بوده و قد و قامتی کوتاه، دهانی کوچک، زبانی درشت و انگشتانی نامناسب و غیرطبیعی دارند. وجود پلک سوم و شکاف باریک و مورب پلک ها و گوش ها غیرعادی، بینی کوتاه با سوراخ های گشاد، بهره هوشی پایین و ناهنجاری های دیگر از صفات منگول ها می بانشد. بیش از 50% مبتلایان به این بیماری قبل از رسیدن به سن بلوغ و به علت ضعف قوای دماغی، عدم رشد، عقب ماندگی و نقص روانی در طول حیات، بی حال و بی حوصلگی فوت می شوند.(9)

- سندروم ترنر (Turner syndrome)

این بیماری اولین بار در سال 1935 میلادی توسط هورمون شناس آمریکایی به نام «ترنز» مورد بررسی قرار گرفت. فرمول ترکیبی این بیماری به صورت xo میباشد که مختص خانم هاست و گاهی نیز در مردان مشاهده می شود. تشخیص مبتلایان به این بیماری قبل از بلوغ مشکل بوده و فقط در سن بلوغ نظیر کوتاهی قد، عدم ظهور صفات ثانویه جنسی به علت کوتاه ماندن تخمدان ها، هم چنین فقدان قاعدگی و رفتار کودکانه، متکی بودن به مادر مشاهده می شود. زنان مبتلا به بیماری ترنر بسیار کوچک اندام و عقب افتاده بوده و از نظر جنسی نیز نامتعادل هستند. در زنان دو کروموزوم جنسی مشابه وجود دارد که یک کروموزوم x را از پدر و x دیگر را از مادر خود به ارث می برند. در نزد بیماران ترنر تنها یک کروموزومx وجود دارد که فرد بیمار این کروموزوم را یا از مادر یا از پدر خود به ارث برده اند.

پرفسور «ریچارد فرانک ویک» از دانشگاه لندن در پی یافتن پاسخ به این سوال است که آیا منشاء این کروموزم تأثیری در بیماری این گونه افراد دارد یا خیر؟ این پروفسور به وسیله آزمایش ساده ژنتیکی توانست مشخص کند که هر یک از زنان مبتلا به این بیماری کروموزوم مربوط را از کدمیک از والدین به ارث برده است. با ازمایشی همانند از مغزشان نشان داده شد که زنان مبتلا به ترنر که یک کروموزم جنسی خود را از مادر به ارث برده اند در مقایسه با زنان بیماری که کروموزوم جنسی خود را از پدر به ارث برده اند دارای یک تکه اضافی در بخش معینی از نیم کره بزرگ مغز می باشند، در حالی که در بخش دیگری از مغز فاقد یک تکه از آن هستند. این که این تفاوت های کوچک در مغز موجب چه عکس العمل هائی می شوند هنوز مورد تحقیق قرار نگرفته است.

در صورت این آمار در مورد زنان طبیعی نیز می توانند مورد ارزیابی قرار گیرد. هر سلول بدن زن دارای کروموزوم x است که تنها یکی از آنها فعال بوده و دیگری از بین می رود که در این کروموزومx فعال می تواند کروموزم x پدری یا مادری باشد. این حقیقت که تحت چه شرایطی این با آن کروموزم از ین می رود هنوز نامشخص است.

- سندروم کلاین فتر (kleinfelter syndrome)

افراد مبتلا به این بیماری که تشکیل دهنده کاریوتیپ xxy می باشند از نظر ساختمان جسمانی دچار حالت خواجگی مخصوص بوده و معدل هوشی آنان 9/83 درصد است. مشخصات بدنی این افراد شامل قد دراز، موی کم و لگن پهن تر از حالت عادی است.

تحققیات ثابت نموده کسانی که به این صورت متولد می شوند به یک عقب ماندگی شدید روانی و فکری دچار شده و دارای خصوصیاتی نظیر کودکی، خرفتی حالت اسکیزوفرنی (جنون جوانی) افسردگی، انزواطلبی، وسواس، صرع و عدم سازگاری می باشند.

جرم مبتلایان به سندرم کلاین فلتر بیشتر جرایم جنسی، آدمکشی و دزدی است. تحقیقات وسیع دانشمندان نشان می دهد که قریب 3/1 افرادی که به کروموزوم کلاین فلتر مبتلا شده اند در زمره بزهکاران قرار گرفته اند.

- ازدیاد کروموزوم x : فرمول کروموزم بعضی از زنان ممکن است به صورت xxx باشد و این حالت ممکن است به دو گونه پدید آمده باشد : یا آنکه مادرشان به آنها به جای یک x دو x داده باشد که این حالت ناشی از عدم انفصال در لحظه کاهش کروموزوم است و یا آنکه مادر از ژنوتیپ xxx بوده است. این نابهنجاری همراه با کوته خردی است که به طور کلی خیلی عمیق است و بروز جنایت را در چنین وضعی باید انتظار داشت و در مورد چهار کوموزومی ها یعنی xxxx نیز وضع بدین حال است.

کروموزوم اضافی ممکن است در میان مردان نیز پدید آید. فورمول کروموزومی اینگونه مردان xxy است. علت آن ممکن است یا بر اثر عدم انفصال xx مادر و یا بر اثر انفصال xy پدر باشد.

پسر بچه ای که ژنوتیپ آن xxy است معمولا از تیپ خنثی است. کلین فلت این ژنوتیپ را در سال 1942 شناخت ولی در سال 1959 آن را بنام سندم کلین فلتر خوانده اند که خصوصیات آن کوتاهی فوق العاده قد، عقب افتادگی دماغی، ضعف، بروز نکردن بلوغ و درنتیجه ؟؟؟؟؟ می باشد. اینگونه مردان اندامی بسیار ضعیف و کوچک دارند. گاهی فرمول کوموزومی xxxy و حتی xxxxxy است.

- ازدیاد کروموزوم y : کشف دیگری نسبتا جدید می باشد مربوط به وجود یک کروموزوم y زیادی است که اختلالات ناشی از آن فرد را نه تنها بیمار می کند بلکه تا سر حد سنگین ترین جرم ها نیز سوق می دهد.

گاهی ممکن است یک کروموزوم x از مادر و دو یا بیشتر کروموزوم y از پدر بوده و تعداد کروموزوم ها به 47 یا بیشتر برسد. جهت بررسی تاثیر ازدیاد کوموزوم ها دروقوع جرائم، دانشمندان نظریات مختلفی را ابراز داشته اند از جمله در انگلستان گروه پژوهش Jacobs در زندان ها و تیمارستان ها قاتلین و مجرمین خطرناک را مورد آزمایش قرار داده اند در بین افراد مذکور کروموزوم های xyy یا xyyy بیش از افراد بوده است. در بین 194 نفر ازمون شونده 7 نفر دارای xyy و یک نفر xxyy و 9 نفر در بین 315 نفر xyy داشته و ین 1935 نفر افراد عادی که موردآزمایش قرار گرفته اند فقط یک نفر y اضافی داشته است.

اشخاصی که دارای فرمول کروموزومی xyy می باشند، قدشان بسیار بلند (بیش از 180 سانتیمتر) بوده و به طاسی زودرس و نزدیک بینی عمیق دچار می شوند. این افراد خیلی زود دست به جرم زده و رفتاری ثابت و متغیر الشکل دارند و معمولا جرم دزدی آنان بیشتر از سایر جرائم است. شخصیت این افراد بسیار زود مورد اسیب قرار گرفته و آنان را به رمز بیماری می رساند.

تأثیر زیادی کروموزم y در بزهکاری را متخصصین مورد استفاده قرار داده معتقدند که برای اظهار نظر قاطع در مورد تأثیر کروموزم y زیادی در بزهکاری بایستی در مؤسسات تأدیبی و درمانی و هم چنین در زندان ها تحقیقات دقیق و طولانی انجام گیرد و در اظهار عقیده نسبت به نتایج بررسی های کوموزومی نبایستی اغراق شود زیرا در اجتماع آزاد با اینکه بسیاری از افراد دارای کوموزم y اضافی هستند اما هوش و کردار و رفتار عادی داشته و مرتکب جرم نمی شوند. تمام بزهکاران نیز دارای کروموزوم y اضافی نمی باشند. به همین دلیل از سال 1969 فعالیت در بررسی ها و آزمایشات کروموزومی کمتر شده هنوز علت دقیق کمی یا زیادی کروموزم y یا x و هم چنین تأثیر کروموزوم های اضافی در شخصیت افراد بطور قطعی مشخص نرگدیده است.

اخیراً بررسی های زیست شناختی «زوکرمن» استاد دانشگاه delavare آمریکا در رشته روان شناسی از نظر آرایش گروهی مشخص ساخته که حدود یک و نیم درصد از مجرمین مرد دارای یک کروموزومy اضافی هستند، یعنی آرایش کروموزوم جنسی آنان xyy است با وجود این هیچ رابطه مشخص بین سندرم xyy و رفتارهای خشونت آمیز به اثبات نرسیده است.

هـ وراثت و عامل RH

گروه های خونی افراد شامل گروه خونی A ، گروه خونی B، گروه خونی O و رگوه خونی AB می باشد. بقراط بر این عقیده بود که خصوصیات شخصیتی انسان ناشی از ترکیب و تقابل بین چهار عنصر جهان مادی یعنی آب، آتش، باد و خاک از یک سو و چهار عنصر یا خلط بدنی یعنی خون، بلغم، صفرا و سودا از سوی دیگر می باشد.

یکی از عوامل زیستی و ارثی موثر در ایجاد شخصیت انسان گروه خونی می باشد که طی سه دهه گذشته مورد تحقیق محققین قرار رگفته و این فرضیه که بین شخصیت و گروه خونی ارتباط وجود دارد یا خیر، منشأ پژوهش های زیادی شده است. بحث تحقیقات انجام شده در کشورهای مختلف در رابطه با ارتباط ویژگی های شخصیت و گروه خونی به نتایج یکسانی نرسیده، بلکه گاهی نتایج نیز متناقض وده اند.

منتهی عامل RH ترکیبات شیمیایی خاصی است که در غیر از گروه های چهارگانه معمولی خون می باشد. در حدود 85 درصد افراد عامل RH مثبت و 15 درصد دیگر عامل RH منفی هستند. مادری که دارای RH مثبت باشد، خطری برای جنین خود ندارد. اگر مادری دارای RH منفی باشد، جنین او RH مثبت داشته و از بدن جنین عاملی به نام «آنتی ژن» ترشح شده و از راه جفت وارد بدن مادر می شود. بدن مادر عاملی به نام «آنتی کور» ترشح نموده که متقابلا وارد بدن جنین شده و این عامل در بدن جنین ایجاد اختلال نموده و احتمال دارد موجب تخریب گلبول های قرمز گردیده و مانع از توزیع اکسیژن به طور طبیعی گردد و درنتیجه ممکن است عوارض نامناسب مرگ جنین یا سقط آن یا مرگ بعد از تولد یا عقب افتادگی ذهنی را در بر داشته باشد.(10)

مبحث دوم : عوامل ذاتی غیر ارثی

مقدمه

نظریه های زیست شناسانه و عوامل جسمانی و ذاتی غیر ارثی موثر در بزهکاری الزامابخشی از یک رهیافت ((چند عاملی)) نسبت به رفتار بزهکارانه اند،یعنی ،وجود عوامل زیست شناسانه ی معینی احتمال در گیری فرد را در رفتارهای بزهکارانه فزونی می بخشد – ولی تعیین کننده مطلق نیستند .این عوامل، هنگامی که با عوامل روانشناسانه یا اجتماعی میانکنش دارند ،رفتارهای بزهکارانه را به وجود می آورند.برای نمونه ،مدنیک اظهارعقیده کرده است که میانکنشی احتمالی بین عوامل زیست شناسانه و اجتماعی وجود دارد .

در جایی که تجربه های اجتماعی یک فرد جامه ستیز ،به ویژه جامعه ستیز نیستند ،باید عوامل زیست شناسانه را بررسی نمود .ارزش عوامل زیست شناسانه در پیش بینی رفتار جامعه ستیز در افرادی که در پرورش خود شرایط اجتماعی جرم زایی را تجربه کرده اند ،بیش تر محدود می شود.

در گذشته ،جرم شناسان دارای گرایش جامعه شناسی و جرم شناسان دارای گرایش جامعه شناسی در نزاع با یکدیگر بودند .هر دو طرف در موقعیت هایشان مبالغه کرده ،از پذیرفتن اعتبار جزئی دیدگاه های مخالفانشان سر باز می زدند .این وضعیت در حال دگرگونی است ؛به گونه ای که،جرم شناسان هر دو طرف ضرورت وجود نظریه های زیستمانی – اجتماعی را اذعان می کنند که نه تنها سهم جدا گانه ی پدیده های اجتماعی و زیستمانی را در رفتار مجرمانه ،بلکه به همان اندازه میانکنش این دیدگاه ها را نیز بررسی نمایند.دیدگاه های زیست شناسانه ی بسیار زیادی اغلب تصویر هایی از جبر باوری را در میان برخی از مخاطبان ،که بعدها به طور منفی در مقابل پیش بردن چنین پژوهشی و هر گونه راهبرد های مبتنی بر آن واکنش نشان می دهند ،به وجود می آورند.(11)



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



بازدید : 167 | تاریخ : شنبه 09 ارديبهشت 1396 زمان : 11:54 | موضوع : علوم انسانی , | نظرات شما []

مطالب مرتبط

ارسال نظر برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی